همه چیز

«يونگ آي چوي» كه بعدها «ماسوتاتسو اوياما» نام گرفت، در 27 جولاي 1923 در كره جنوبي چشم به جهان گشود. او در نه سالگي ورزش رزمي را زير نظر آقاي «يي» كه در مزرعه پدرش كار مي‌كرد، آغاز نمود. وي در خواندن كتاب بسيار علاقه داشت و به مطالعه در زمينه بزرگاني نظير «بيسمارك» صدراعظم آلمان و سامورائي افسانه‌اي «مياموتوموساشي» مي‌پرداخت. بيسمارك كسي بود كه كشور آلمان را بعد از جنگ جهاني اول رهبري كرد و در عرض مدت كوتاهي دوباره آلمان را احيا نمود. موساشي نيز از مشهورترين شمشيربازان ژاپن بود كه در استفاده از نيروي «كي» و قواي روحي، سرآمد بود. اين دو نفر در زندگي اياما تأثير بسياري داشته و زندگي آنها، الگويي براي وي به‌شمار مي‌رفت.

ايامادر پانزده سالگي به ژاپن رفت و در آنجا نام خود را به ژاپني عوض كرده و نام خانوادگي «اوياما» را از خانواده‌اي كه او را پذيرفته و سرپرستي مي‌كردند، پذيرفت. در آنجا به فراگيري شوتوكان كاراته، زير نظر استاد «گي‌چين فوناكوشي» (Gichin Funakoshi) كه از پيشگامان كاراته بود پرداخت و در هجده سالگي، دان دو كاراته را اخذ نمود.

سپس به يادگيري سبك «گوجو ريو» زير نظر يك استاد كره‌اي به نام «ني‌چو» (Nei-Chu) پرداخت. او نه‌تنها هم‌وطن، بلكه هم‌شهري او نيز محسوب شده و از اساتيد به‌نام و شاگرد استاد «گوگن ياماگوچي» (Gogen Yamaguchi) بود. استاد «ني‌چو» همراه با آموختن فنون رزمي در رشد شخصيت و تعالي معنوي اياما، نقش زيادي داشت. در همان زمان اياما به يادگيري فنون جودو نيز پرداخته و در عرض چهار سال موفق به اخذ دان چهار جودو گرديد.

پس از جنگ جهاني دوم و اشغال ژاپن، توسط نيروهاي آمريكايي دستگير و زنداني مي‌شود. در زندان به مطالعه تاريخ گذشتگان و به‌خصوص «موساشي» سرگرم بود و دوران حبس خود را با تمرينات سخت و تفكر بسيار درباره زندگي بزرگان گذرانده و تصميم گرفت همانند آنان در فنون رزمي و قواي ذهني، سرآمد گردد. استاد «ني‌چو» او را راهنمائي كرد كه خلوت گزيده و به تربيت جسم و روح خود بپردازد. بنابراين در سال 1948 براي مدت 18 ماه به كوهستان «مينوبو» (Minobu) كه محل تمرين استاد «موساشي» در قرون گذشته بود، مي‌رود. وي فقط كتاب‌ها و مقداري لوازم شخصي با خود برداشته و در كلبه‌اي در دل كوه اقامت مي‌نمايد و تنها در آنجا به تمرينات جسمي و ذهني ذن و مديتيشن مي‌پردازد.

اياما پس از كسب مهارت‌هاي لازم، از كوهستان بازگشته و در اولين مسابقات قهرماني ژاپن كه پس از جنگ جهاني دوم برگذار مي‌شد، شركت نموده و قهرمان شد. اما او هنوز جوان بود و به اين موفقيت‌ها قانع نشد. او فكر مي‌كرد كه هنوز توانايي‌هاي زيادي در او وجود دارند كه شكوفا نشده‌اند. بنابراين براي يك سال ديگر به كوهستان بازگشته و تمرينات طاقت‌فرساي خود را به مدت پانزده ساعت در روز، آغاز نمود.

سپس تصميم به مبارزه دست خالي مرگ يا زندگي با گاوهاي خشمگين مي‌گيرد. در اين مدت با 52 گاو مبارزه مي‌كند كه 3 گاو را تنها با وارد كردن يك ضربه به پيشاني، درجا كشته و شاخ 49 گاو ديگر را مي‌شكند. اين مبارزات براي وي آسان هم نبود. در سال 1957 (سن 34 سالگي ) در مكزيك به مصاف گاوي وحشي رفته و نزديك بود كشته شود. گاو از پشت به او شاخ زده و او را بلند مي‌كند. اياما بالاخره در اين مبارزه پيروز شده و شاخ گاو را مي‌شكند، اما درمان او 6 ماه طول مي‌كشد. البته امروزه انجمن‌هاي حمايت از حيوانات به مخالفت با اين‌گونه نمايش‌ها پرداخته و مانع از برگزاري آنها مي‌شوند. اگر چه روش‌هاي كشتن گاوها با نيزه و شمشير هنوز هم در اسپانيا و مكزيك رايج است.

 

اياما به آمريكا، اروپا و آمريكاي جنوبي سفر كرده و با برگزاري نمايش‌ها و مبارزه با حريفان قدرتمند، در شناساندن هنرهاي رزمي شرقي به غرب نقش به‌سزائي داشت. او با 270 مدعي صاحب نام مبارزه كرده و همه را مغلوب نمود كه اغلب آنها تنها با يك مشت از پاي درآمدند! هيچ مبارزه‌اي بيش از 3 دقيقه طول نكشيده و اغلب در چند ثانيه حريف ناك‌دان مي‌شد. شگرد مبارزاتي او بسيار ساده بود. اگر به شما نزديك مي‌شد، كار تمام بود. وقتي ضربه‌اي به كسي مي‌زد، اگر دفاع مي‌كرد، دستش مي‌شكست و اگر دفاع نمي‌كرد، دنده‌اش. او به «دست خدا» ملقب بود كه برگفته از يك افسانه ژاپني كه ضربات مرگ‌باري داشت، مي‌باشد.

اياما در خاطرات خود مي‌گويد: روزي يك سرباز تفنگ‌دار دريايي با چاقويي به من حمله كرد و من نيز براي دفاع از خود، ضربه‌اي به بالاي لب او زدم و او درجا مرد. از اين واقعه به‌شدت متأثر شدم، چون او داراي زن و يك فرزند بود. من هم به‌دليل از خود دفاع بي‌گناه شناخته شدم. مدت يك‌سال كاراته را كاملاً كنار گذاشته و در مزرعه‌اي در ناحيه «كانتو» مشغول به‌كار شدم تا مخارج خانواده آن سرباز را تامين كنم. در اين مدت با اشتياق تمام و به اندازه پنج كارگر عادي كار مي‌كردم و حتي يك‌بار هم به تمرين كاراته نپرداختم. تا آن‌كه زن و فرزند او مرا بخشيده و از من خواستند تا راه خود را ادامه دهم.

اياما سبك كاراته جهاني (كيوكوشين) را بنيان‌گذاري كرد. كيوكوشين به سبك‌هاي كره‌اي بسيار نزديك بوده و غيركنترلي مي‌باشد كه در آن، ضربات دست يا پا كنترل نمي‌شوند، بلكه به هدف اصابت مي‌كنند. تكنيك‌هاي پا گسترش يافته و به تنفس صحيح توجه زيادي شده است. او تا زماني كه زنده بود، درخواست‌هاي فدراسيون كاراته ژاپن براي عضويت و فعاليت تحت پوشش آن مركز را نپذيرفت.

در 26 آوريل 1994، اياما در سن 71 سالگي درگذشت و با مرگ او اتحاديه كيوكوشين كاراته نيز مرد و روياهاي اين مرد بزرگ تحقق نيافت. كتاب‌هاي «كاراته چيست»، «طريقت كيوكوشين» و «اين است كاراته» وي با استقبال زيادي مواجه شد و اين مرد بزرگ با تربيت شاگردان و تأليف كتب، ياد خود را براي هميشه در تاريخ جهان زنده نگه داشت.

 

 

موفق باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 17:0  توسط سعید |